Hanging

 

Hanging is a sign of life, It is a sign of suspending in this infinite world.

We come and go

We enjoy, we grieve

We laugh, we cry

We spend time.

 

 

 

 

 

       
       
       

 آویختگی

 

آویختگی نشانی دارد از زندگی، ازمعلق بودن در این بی نهایت دنیا

می آییم و می رویم

لذت می بریم، غصه می خوریم

می خندیم، گریه می کنیم

روزگار می گذرانیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

For The Pigeon

 

 

contemporary art, Performance art

 

For The Pigeon, February 2019 (The third environmental art event by Hoorshid Residency & Rah Residency, Dovecote, Firoozabad Village, Esfahan, Iran). Photo from video

برای کبوتر، بهمن 1397 (سومین رویداد هنرمحیطی رزیدنسی هورشید و راه، اصفهان، کبوترخانه روستای فیروزآباد) عکس از یدئو

 

 

 

To respect of that pigeon, which remained silent in its house, forever.

 

In my hand is a simple musical instrument that generates sound by rotating in the air.

 

This gift is from Peter Alpar, a Hungarian environmental artist.

 

 

 

 

 به احترام آن کبوتری که در خانه اش، رو به آسمان، برای همیشه بی صدا مانده.

 

 وسیله ای که در دست می چرخانم، ابزار موسیقیایی ساده ایست که با چرخش در هوا تولید صدا می کند. 

 

این وسیله هدیه ایست دست ساز از پیتر آلپار، هنرمند محیطی مجارستانی.

 

 

 

 

 

 

 Hanging

 

 

Hanging, April 2017 (Azgal Wetland, Doroud, Lorestan, Iran), Photo from Video

آویختگی، فروردین 1396 ( لرستان، درود، تالاب اَزگَل)، عکس از ویدئو

 

 

In my hand is a simple musical instrument that generates sound by rotating in the air.

This gift is from Peter Alpar, a Hungarian environmental artist.

 

 

 وسیله ای که در دست می چرخانم، ابزار موسیقیایی ساده ایست که با چرخش در هوا تولید صدا می کند

این وسیله هدیه ایست دست ساز از پیتر آلپار، هنرمند محیطی مجارستانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

The white with a red spot

 

 

contemporary art, Performance artcontemporary art, Performance art

contemporary art, Performance artcontemporary art, Performance art

contemporary art, Performance art

contemporary art, Performance art

 The white with a red spot, August 2013 (Hiroshima Memorial Exhibition, Titled by 644, Qasr Museum, Markof Gallery, Tehran). Photographer Shahrnaz Zarkesh

 سفید با لکه‏ ای قرمز، مرداد 1392 (نمایشگاه گروهی یادبود هیروشیما با عنوان 644، تهران، گالری مارکوف). عکاس شهرناز زرکش

 

 

 

The white with a red spot

Some people's going is much redder than their coming;

much hotter

much harder

And those who play the role of witnesses;

They continue bright and exciting;

To make their presence more visible.

 

Explanation:

In this installation, the colors have been chosen according to the color of the Japanese flag, the color of blood, and the color of

peace.

 

 

 

سفید با لکه ‏ای سرخ

عده‏ ای رفتن‏شان خیلی سرخ ‏تر از آمدن‏شان است؛

خیلی داغ‏ تر،

خیلی سخت‏ تر،

و آنان که نقش شاهدان رابازی می‏ کنند،

روشن و پر‏هیجان،‏ ادامه می‏ دهند؛

تا بودن‏شان، نمایان‏ تر شود.

 

توضیح:

در این چیدمان رنگ‏ها با توجه به رنگ پرچم ژاپن و رنگ خون و رنگ صلح، انتخاب شده ‏اند.

 

 

 

 

 

 

 

Hanging

 

 

 

 

 

 

 

Hanging, 2015 ("Hidden Art" Event, install in Park, Malmo & Hoganas, Sweden). Photographer Tamara De Laval

آویختگی، 1394 ( رویداد "هنر پنهان"، پارک شهر مالمو و هوگانس). عکاس تامارا دِ لاوا

 

 

 

 

 

 

Hanging

 

 

 

 

 

 

 

 

Hanging, May 2015 ( Along Family, Shoorab Park, Khorramabad, Iran). Photographer Tara

آویختگی، اردیبهشت 1394 (به همراه خانواده، خرم آباد، پارک جنگلی شورآب). عکاس تارا

 

Like children, we play swings with great pleasure

We fly to the sky and return to the earth

We come and go

We enjoy, we grieve

We laugh, we cry

We swing

We spend time.

  

Swing is a sign of life, of being Hanged in this infinite world

Tassels express the colorfulness of the world and the sound of bells conveys the flow of life cheerfully.

They are signs of our familiarity with the nomadic life of the region where I was born.

 

 

همچون کودکان، با لذت فراوان، تاب بازی می کنیم

به آسمان پرواز می کنیم و به زمین برمی گردیم

می آییم و می رویم

لذت می بریم، غصه می خوریم

می خندیم، گریه می کنیم

تاب می خوریم

روزگار می گذرانیم.

 

 تاب نشانیست از زندگی؛ ازمعلق بودن در این بینهایت دنیا

منگوله ‏ها، رنگین بودن دنیا را بیان می‏ کنند و صدای زنگوله‏ ها، جریان زندگی را بانشاط به گوش می‏ رسانند

آن‏ها نشانه ‏هایی هستند از آشنای‏ ایم با زندگی عشایر منطقه‏ ای که درآنجا به دنیا آمده‏ ام.

 

 

 

 

 

Cocoon

 

 

contemporary art, Performance art

 

contemporary art, Performance art

 

contemporary art, Performance art

 

contemporary art, Performance art

 

contemporary art, Performance art

 

contemporary art, Performance art

 

contemporary art, Performance art

 

contemporary art, Performance art

Cocoon, August 2011(bee Marz Exhibition, Matn Gallery, Esfahan, Iran). Photographer Shahrnaz Zarkesh

پیله، مرداد 1390 (نمایشگاه بی مرز،  گالری متن، اصفهان). عکاس شهرناز زرکش

 

 

In the middle of the Matn gallery, in a small room, I spread a crochet on the floor; My mother had made that to be the main part of my cocoon. I attached a long red chain to the last loops of that; I crocheted it. During the performance, I tied about 120 tassels and some bells to the crochet; Then, with the help of my friends, Asiyeh Zarabi and Atefeh Khas, I hung the crochet on the ceiling. Hanging the crochet was in a way that I was placed inside it and the crochet hung from the ceiling like a cocoon. The crochet was so covered with tassels and bells that I covered with them and was lost in a colorful thing. Below the cocoon, on the ground, a notice was placed inviting the audience to swing the crochet (please swing it). And by swinging the crochet by the audience, the sound of the bells could be heard while the yellow light focused inside the cocoon, which was located in the upper part of the crochet, in the form of a large tassel. Lights were shone in the space of gallery; and when the cocoon moved faster; the lights radiated in the cocoon illuminated the space inside and around the cocoon with more power.

 

 

در وسط گالری متن، در اتاقی کوچک، به روی زمین، بافته‌ای را پهن کردم؛ مادرم این بافته را آماده کرده بود تا قسمت اصلی پیله‌ام باشد. به حلقه‌های آخر این بافته زنجیره‌ای بلند؛ که گیس‌بافی قرمز رنگ بود، وصل کردم؛ این گیس‌باف قرمز را با قلاب بافتم. در هنگام اجرا، حدود 120 منگوله و تعدادی زنگوله به بافته بستم؛ سپس با کمک دوستانم، آسیه ضرابی و عاطفه خاص، گیس‌باف‌ها را به غلابی در سقف، آویزان کردم. آویزان کردن بافته به شکلی بود که من درون بافته قرار می‌گرفتم و بافته مانند پیله‌ای از سقف آویزان می‌شد. بافته آنقدر با آویزها و زنگوله‌ها پوشیده شده بود که به سختی از میان آن دیده می‌شدم و در میان کیسه‌ای رنگارنگ گم شده بودم. به زیر بافته، بر روی زمین، اعلانی قرار داده شد که مخاطبین را به تاب دادن بافته فرامی‌خواند( لطفا تاب دهید). و با تاب دادن بافته توسط مخاطب، صدای زنگوله ها در حالی شنیده می‌شود که در فضای گالری نوری زرد رنگ، متمرکز بر درون پیله - که در  قسمت بالای بافته، بصورت منگوله‌ای بزرگ، قرار داشت- تابیده می‌شود و هر چه پیله تندتر تاب می‌خورد، نور تابیده شده در پیله با قدرت بیشتری فضای داخل پیله و اطراف را روشن می کرد.

 

این اجرا پنج‌شنبه بیستم مرداد ماه، از ساعت چهار و نیم تا هفت عصر، درنمایشگاه هنر چند رسانه ای (با گرایش های ویدیو آرت- چیدمان - هنر اجرایی - هنر محیطی وهنرهای دیجیتال با حمایت کمیته ی نمایشگاه های فصلی انجمن نقاشان اصفهان صورت گرفت.

 

 

 

 

 

 

 

Stomach

 

 

 

  

 

 

 

Stomach, October 2011 (Recycle art workshop, Arak, Iran). Moviemaker Mehdi Fathi

معده، مهر1390 ( کارگاه هنربازیافت، اراک). فیلمبردار مهدی فتحی

 

 

 

 

Stomach

 

  

 

Stomach, July 2012  (37th Environmental Art Festival Kerman, Iran). Photographer Sahrnaz Zarkesh

معده، مهر1390 ( سی و هفتمین جشنواره هنرمحیطی، کرمان). عکاس شهرناز زرکش

 

 

Hallucination

 

 

contemporary art, Environmental Art

 

 

contemporary art, Environmental Art

 

contemporary art, Environmental Art

Hallucination, February 2013 (Tehran’s Environmental Art Festival, Laleh Park, Iran). Photographer Shahrnaz Zarkesh

وَهم، بهمن 1391 (جشنواره هنرهای محیطی شهر تهران، پارک لاله). عکاس شهرناز زرکش

 

 

Hallucination is sitting on a tree wandering.

Tassels and bells show that it is Nomad.

 

وَهم سرگردان بر درختی نشسته.

منگوله ها و زنگوله ها نشان از ایلیاتی بودنش دارد.