An acquaintance

 

 

 

For Video

 

For Video

 

For Video

 

For Video

 

یک آشنا

در كار "یک آشنا " هر كدام از دختران یک دست دوز را ارائه دادند. این دست دوز به شکل دمکن بود که جزء وسایل روزمره در آشپزخانه قابل استفاده است. از دمکن برای پخت برنج استفاده می‌شود و در گویش محلی به آن "تکله" می‌گویند. دختران، اين سوزن‌دوز را با ياردیگری؛ مثل مادر يا مادر بزرگ؛ در خانه انجام دادند و از پارچه‌هاي بازيافتي ومهره‌ها و دكمه‌هاي كهنه استفاده کرده‌اند. دانش‌آموزان در روند اين كار، ياد گرفتند همچون نسل‌هاي گذشته‌ی خود، از وسايلي كه به نظر ديگران دورريز مي‌آيند، استفاده كنند و كاري زيبا بيافرينند. هر شرکت کننده نقاب خود را متناسب با خصوصیات یک آشنا در زندگیش ساخت؛ این آشنا، مادر، خواهر یا برادر و یا همسایه و... و گاه خود سازنده نقاب بوده. در پايان، هر دانش آموز مناسب با نقاب خود، پوششی را انتخاب کرد تا شخصیتی را با هنر خود بیافریند. ارائه این پروژه بصورت ویدئوآرت و فتوآرت بود.

 

In "An Acquaintance", each of the girls presented a hand-made one. This hand-made was in the form of a door of tower pot, which can be used as an everyday item in the kitchen and in the local dialect it is called "takleh". Mother or grandmother had helped student; They did it at home and used recycled fabrics and old beads and buttons. In the process, students learned, like their predecessors, to use tools that others seem to throw away and to create something beautiful. Each participant tailored their mask to the characteristics of an acquaintance in their life; This acquaintance was mother, sister or brother or neighbor and sometimes the creator of the mask herself. In the end, each student choose a dress fit with her mask to create a character with her art. The presentation of this project was in the form of video art and photo art.

 

 

در مدرسه          At school

An acquaintance

 

collaboration project

 

collaboration project

 

در كار مشاركتي "یک آشنا" دست‌دوخت‌ها، شكل دايره دارند و به خاطر شباهت دايره با سر انسان، اين انتخاب صورت گرفته تا نشاني باشد از وجود و هنر آفريننده‌اش. در اين كار، بيش از 200 صورتک، با شکل‌های متفاوت، توسط دختران 11 تا 14 ساله، ساخته شد. 

 

In the collaborative art of "an acquaintance", the handworks had the shape of  circle, and because of the resemblance of the circle to the human head, this choice has been made to indicate the existence and art of its creator. In this work, more than 200 smileys, with different shapes, were made by 11 to 14 year old girls. 

 

collaboration project

 

collaboration project

 

collaboration project

 

بچه ها در مورد چهره هایی که ساخته اند متن هایی ارائه دادند تا نوشتن در مورد کارهنری رو تمرین کنند. با خواندن متن ها، فهمیدم این دست ساخت ها، خیلی بیشتر از آن چیزی هستند که دیده می شوند، حرف هایی برای گفتن دارند. چند نمونه از نوشته های دانش آموزان را در پایین بخوانید:

 

من یک صورت خیالی کشیده ام چون دوست داشتم که از تخیلاتم استفاده کنم، و خصوصیات صورتک من این است که دندان های درشت و تیز دارد؛ و مهربان است چون نسیم، با ابروهایی پیوند، گونه هایی سفید؛ مانند لباس عروس، دماغی درشت با مهره های سفید: مانند مروارید. چشم هایی که درون آن آبی است و دور چشم آن با مهره هایی سبز و آبی با مهره هایی که زرد رنگ هستند مانند: خورشید. با صورتی کرمی با گل های قهوه ای و قرمز. کلا صورتک من یک صورت مهربان  لطیف و آراسته دارد و دهان آن را با بلوط ساخته ام تا نشانه ای از طبیعت داشته باشد. و با موهایی فرفری که جورواجوری دنیاست. دمکنی داخل آن را به رنگ های قرمز، نارنجی، یاسی انتخاب کردم تا نشانه جورواجوری رنگ ها باشد و از همه مهمتر صورتک من دختر است  چون می خواستم صورتک من با همه متفاوت باشد و طوری اجق وجق باشد.اجراهایی که با صورتکم خواهم داشت: با یک کوزه آب که از سر چشمه می آید -با یک کیف مدرسه که از مدرسه می آید.         

شیرین گلچین  کلاس هفتم
  


صورت دخترخاله ام را ساخته ام  او بسیار شیطان  و پر شر و شور است. او موهای مایل به سبز رنگی دارد. او مهربان است اما دلسوز خندان است همیشگی بله به روی زبانش است. هیچ وقت دل کسی را نمی شکند. برای اجرا با توپ و دسته گل می ایم.      

فائزه جابری    کلاس هشتم


صورت مادر عزیزم را ساخته ام. صورت مادرم که آفتاب مهرش تا ابد بالای سر من است  و همیشه زیر کلبه مهربانیش بزرگ شده ام. مثل درخت بزرگ است؛ مثل آب و ماهی پاک و زلال  و مثل برف سفید است و رنگ چشمان سبز او دلم را در تاریکی روشن می کند. من در روز اجرا لباس هفت رنگ می پوشم و شلوار قرمز میرقصم و یک شاخه گل در دست دارم یا غذا می پزم و وسایل آشپز خانه در دست دارم.

سمیرا شهمرادی   کلاس نهم

 

 

The children provided texts about the faces they had made. Reading the texts, I realized that these handicrafts are much more than what is seen, they have something to say. Read some examples of student writing below:

 

"I drew an imaginary face because I liked to use my imagination, one of the features of my face is that it has large and sharp teeth; and is kind like the breeze, with link eyebrows, white species; Like a wedding dress, Large nose with white beads: like pearls. Eyes with blue inside; And around the eyes with green and blue beads with beads that are yellow, such as: the sun. With a cream-colored face with brown and red flowers. In general, my face has a gentle and beautiful kind face. And I made its mouth with oak to have a sign of nature. And with curly hair that represents diversity in the world. I chose the main part of it in red, orange, and lilac colors to indicate the variety of colors. And most importantly, my artwork is a girl because I wanted my work to be different from everyone else. And I wanted it to be weird. The performances I will have with my face: with a jug of water coming from the spring. or with a school bag that comes from school."

Shirin Golchin seventh grade

 

"I made my cousin's face, she is very naughty and noisy. She has greenish hair. She is kind and has compassionate smiling. Always "yes" is on his tongue. It never breaks anyone's heart. I will come to performance with balls and bouquets."

Faezeh Jaberi, eighth grade

 

"I made my dear mother's face; My mother's face, whose sun of kind is forever above my head; And I always grew up under his kind house. She is like a big tree; She is as clear as water and fish, and as white as snow; And the color of her green eyes light up my heart in the dark.
On the day of the performance, I will wear seven colors dress and dance in red pants, and I have a bouquet of flowers in my hand or I will cook and I have home cooking utensils."

Samira Shahmoradi, ninth grade

 

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

یک آشنا، فیلم برداری و تدوین از ماکان عاشوری، عکاس: محمد مهدی متولی طاهر، خرم آباد، 1390.2.21

An acquaintance / May 2011/ time: 3':14'' / Cameraman & Editor: Makan Ashouri / Photographer: Mohamad Mehdi Motevalli Taher / Khorramabad